ندا. [ ن َ ] (ع اِ) تری . نم . (غیاث اللغات ). رجوع به ندی شود. || پیه . شحم . (از بحر الجواهر). رجوع به ندی شود.
آواز؛ بانگ.
〈 ندا آمدن: (مصدر لازم) [قدیمی] خطاب آمدن.
〈 ندا دادن: (مصدر لازم) [قدیمی] آواز دادن؛ آواز کردن.
(کشکک فارس) داستان.
(تلفظ: nedā) (عربی) صدای بلند ، آواز ، بانگ .
آواز، آوا، بانگ، جار، صدا، صلا، صوت