معانی کلمه : نخ قند
لغت نامه دهخدا
نخ قند. [ ن َ خ ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) قسمی نخ محکم که از الیاف کنف سازند و چون سابقاً آن را دور کله های قند می پیچیدند به نخ قند یا نخ قندی شهرت یافته است.
فرهنگ فارسی
قسمی نخ که از الیاف کنف سازند و چون سابقا آنرا دور کله های قند می پیچیدند به نخ قند یا نخ قندی شهرت یافته .
مترادف و متضاد
twine (اسم)
پیچ، ریسمان چند لا، نخ قند
