تکبر کردن، فخر کردن، تکبر، بزرگی، بزرگ منشی، خودستایی.
فرهنگ معین
(نِ وَ ) [ ع . ] (اِمص . ) تکبر، خودبینی .
فرهنگ فارسی
تکبرکردن، فخرکردن، تکبر، بزرگی، بزرگ منشی ( اسم ) تکبرخودپرستی بزرگ منشی : مفروش بباغ ارم ونخوت شداد یک شیشه می ونوش لبی ولب کشتی . ( حافظ .۳٠۳ ) توضیح درتداول بکسراول تلفظ کنند.یانخوت نفس .خودبینی خودپرستی : ...اما آن کس که مستی اوازنخوت نفس است ...