Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نخجیرگان

تلفظ بین المللی : /nˌaxdʒirˈeɡɑn/ تلفظ :‌ [n,axdZiR'egAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • نخجیرگانی
  • نخجیربانی
  • نخجیرگاه
  • نخجیربان
  • پیرعمر نخجیربان
  • نخجیرانگیز
  • نخجیرانگیزی
  • نخجیروان
  • نخچیرگان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نخجیرگان . [ ن َ ] (اِخ ) نام نوائی است از موسیقی که باربد مصنف آن است . (از جهانگیری ). رجوع به نخچیرگان شود.

نخجیرگان . [ ن َ ] (ص مرکب ) شکارچی . صیاد. قناص وحوش . (یادداشت مؤلف ) : تو خود دانی که ویرو چون جوان است به دشت و کوه بر نخجیرگان است .(ویس و رامین )....

فرهنگ عمید

۱. شکارچی.
۲. (اسم ) (موسیقی ) از الحان سی گانۀ باربد: چو بر نخجیرگان تدبیر کردی / بسی چون زهره را نخجیر کردی (نظامی۱۴: ۱۸۱ ).

فرهنگ معین

( ~ . ) (اِ. ) نخچیرگان ، نام لحن آخر از سی لحن باربد.

فرهنگ فارسی

شکارچی و صیاد قناص و حوش

کلمات مرتبط

  • نخجیرگانی
  • نخجیربانی
  • نخجیرگاه
  • نخجیربان
  • پیرعمر نخجیربان
  • نخجیرانگیز
  • نخجیرانگیزی
  • نخجیروان
  • نخچیرگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات