Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ نخجیرجوی

تلفظ بین المللی : /nˌaxdʒirdʒˈuje/ تلفظ :‌ [n,axdZiRdZ'uje]
لغت نامه دهخدا
  • نخجیرجویی
  • نخجیر جوی
  • نخجیرجو
  • نخچیرجوی
  • نخجیروال
  • نخجیرزنی
  • نخجیرسوز
  • نخجیروالی
  • نخجیروان
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

نخجیرجوی . [ ن َ ] (نف مرکب ) نخجیرجو. شکارجوینده . که در طلب شکار است . که بجستجوی شکار است . شکارچی : مرا اسیر گرفته بتی گرفته اسیرشگفت نیست که نخجیرجوی شد نخجیر. منطقی .سوی مرز تورانْش بنهاد روی چو شیر دژآگاه نخجیرجوی . فردوسی .سوی تور شد شاه نخجیرجوی جهان دید یکسر پر از رنگ و بوی . فردوسی .به نخجیر کردن به دشت دغوی ابا باز و شیران نخجیرجوی . فردوسی .|| مجازاً، غنیمت طلب . (یادداشت مؤلف )....

کلمات مرتبط

  • نخجیرجویی
  • نخجیر جوی
  • نخجیرجو
  • نخچیرجوی
  • نخجیروال
  • نخجیرزنی
  • نخجیرسوز
  • نخجیروالی
  • نخجیروان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات