Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نخجیربانی

تلفظ بین المللی : /nˌaxdʒirbˈɑni/ تلفظ :‌ [n,axdZiRb'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • نخجیرگانی
  • نخجیربان
  • پیرعمر نخجیربان
  • نخجیرگان
  • نخجیرانگیز
  • نخجیرانگیزی
  • نخجیرزنی
  • نخجیرسازی
  • نخجیروالی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

نخجیربانی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) صید. صیادی. شکار کردن. شکارچی گری :
درخت افکن بود کم زندگانی
به درویشی کشد نخجیربانی.
نظامی.
در این دشت نخجیربانی کنم
به رسم ددان زندگانی کنم.
نظامی.

فرهنگ عمید

صیادی: درخت افکن بُوَد کم زندگانی / به درویشی کشد نخجیربانی (نظامی۲: ۳۲۶ )

فرهنگ فارسی

صید و صیادی شکار کردن شکارچی گری

دانشنامه عمومی

صیادی، شکارجی گری؛ مثال: مو آن باز سفیدم همدانی/ لانه در کوه دارم سایبانی/ به بال خود پرم کوهان به کوهان/ به چنگ خود کرم نخجیربانی (بابا طاهر عریان).


کلمات مرتبط

  • نخجیرگانی
  • نخجیربان
  • پیرعمر نخجیربان
  • نخجیرگان
  • نخجیرانگیز
  • نخجیرانگیزی
  • نخجیرزنی
  • نخجیرسازی
  • نخجیروالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات