معانی کلمه : نحاریر
لغت نامه دهخدا
نحاریر. [ ن َ ]( ع ص ، اِ ) دانشمندان و زیرکان. ج ِ نحریر. ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) : و مدرسان از نحاریرعلمای عصر. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به نحریر شود.
فرهنگ عمید
نحریر#NAME?
= نحریر
فرهنگ فارسی
جمع نحریر
( صفت واسم ) جمع نحریر: وچون صاحب هنری بمعرفت شعرشهرت یافت وبنزدیک نحاریر سخنوران بنقدشعرمحکوم علیه شدومشار الیه گشت سخن او رادرردوقبول هرلفظ ومعنی کهگویدنش صریح شناسند...
( صفت واسم ) جمع نحریر: وچون صاحب هنری بمعرفت شعرشهرت یافت وبنزدیک نحاریر سخنوران بنقدشعرمحکوم علیه شدومشار الیه گشت سخن او رادرردوقبول هرلفظ ومعنی کهگویدنش صریح شناسند...
