معانی کلمه : نجیبی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
ابوالحسن بیهقی آرد : حکیم محمد بن عیسی النجیبی الباشتینی او را نسبت به نجیب الملک مطیبی بود که مشرف ممالک بود و این خواجه شاعری بود حکیم طبع و هیچکس از شعرای بیهق که من دیده ام لطیف سخن تر وزیر کتر و عالم تر به عروض و اوصاف شعر از وی ندیدم و مرد نیکو محاورت بود و نیکو اخلاق
