معانی کلمه : نتفه
لغت نامه دهخدا
نتفة. [ ن ُ ت َ ف َ ] (ع ص ) رجل نتفة؛ مردی که آغاز علمی را کند و به انجام نرساند. (ناظم الاطباء). آنکه اندکی از علم بیاموزد و در آن استقصا نکند. (از اقرب الموارد) (از المنجد).
فرهنگ عمید
آنچه با دست و انگشت از گیاه و جز آن برچینند و برکنند، دست چین، برگزیده.
فرهنگ معین
(نُ فَ یا فِ ) [ ع . نتفة ] (اِ. ) ۱ - بخشش ، عطا. ۲ - اندکی ، مختصری .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آنچه ازگیاه وجز آن باانگشت برچینندجمع :نتف .۲ - بخشش عطا.۳ - چیزی مختصری اندکی .
رجل نتفه مردی که آغاز علمی را کند و بانجام نرساند .
رجل نتفه مردی که آغاز علمی را کند و بانجام نرساند .
