نبیل. [ ن َ ] ( ع ص ) تیزخاطر. هوشیار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). صاحب ذکاوت. ( از اقرب الموارد ). صاحب ذکا. ذکی : چون وزیر شیر شد گاو نبیل چون ز عکس ماه ترسان گشت پیل.مولوی.زینچنین عذر ای سلیم نانبیل خون و مال ما همه کردی سبیل.مولوی. || استاد. ( فرهنگ خطی ). || زیرک در کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || صاحب فضل. ( از اقرب الموارد ) ( از فرهنگ نظام ) ( از الم...