معانی کلمه : نبش
لغت نامه دهخدا
نبش . [ ن َ ب َ ] (ع ص ) شتر که در سپل آن نشانی باشد، و آن در زمین ظاهر گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شتری که در سپل آن نشانی باشد که در زمین ظاهر گردد. (ناظم الاطباء). الجمل الذی فی خفه اثر یتبین فی الارض فیقص اثره . (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
کندن زمین و بیرون آوردن چیزی از زیر زمین.
〈 نبش قبر: شکافتن گور.
۱.زاویۀ خارجی محل تلاقی دو سطح.
۲. کنارۀ دیوار که در پیچ کوچه، خیابان، یا هر معبر دیگری باشد.
۱.زاویۀ خارجی محل تلاقی دو سطح.
۲. کنارۀ دیوار که در پیچ کوچه، خیابان، یا هر معبر دیگری باشد.
کندن زمین و بیرون آوردن چیزی از زیر زمین.
* نبش قبر: شکافتن گور.
۲. کنارۀ دیوار که در پیچ کوچه، خیابان، یا هر معبر دیگری باشد.
کندن زمین و بیرون آوردن چیزی از زیر زمین.
* نبش قبر: شکافتن گور.
فرهنگ معین
(نَ) (اِ.) کناره ، لبه .
( ~.) [ ع . ] (مص م .) کندن قبر.
(نَ ) (اِ. ) کناره ، لبه .
( ~. ) [ ع . ] (مص م . ) کندن قبر.
( ~. ) [ ع . ] (مص م . ) کندن قبر.
فرهنگ فارسی
کنار، کناره، کناره میدان یاچهارراه، شکافتن گور، کندن زمین وبیرون آوردن چیزی اززمین
۱ - ( مصدر ) آشکارکردن چیزی پنهان .۲ - افشا کردن راز.۳ - بیرون آوردن گنج از زمین با شکافتن آن .۴ - کندن گورمرده گشودن قبر. ۵ - استخراج کردن حدیث .
شتر که در سپل آن نشانی باشد و آن در زمین ظاهر گردد شتری که در سپل آن نشانی باشد که در زمین ظاهر گردد .
۱ - ( مصدر ) آشکارکردن چیزی پنهان .۲ - افشا کردن راز.۳ - بیرون آوردن گنج از زمین با شکافتن آن .۴ - کندن گورمرده گشودن قبر. ۵ - استخراج کردن حدیث .
شتر که در سپل آن نشانی باشد و آن در زمین ظاهر گردد شتری که در سپل آن نشانی باشد که در زمین ظاهر گردد .
مترادف و متضاد
استخراج
افشاسازی
گورشکافی
پیچ، سوق، سوک، کنج، گوشه
۱. پیچ، سوق، سوک، کنج، گوشه
۲. افشاسازی
۳. گورشکافی
۴. استخراج
واژه نامه بختیاریکا
نَوچ
