معانی کلمه : ناییدن
لغت نامه دهخدا
نائیدن. [ دَ ] ( مص ) فخر کردن و مباهات نمودن . ( برهان ). مباهات کردن. ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). ( غیاث ). لاف زدن. مباهات کردن. ( از ناظم الاطباء ). سرافرازی کردن. به خود بالیدن. نازیدن. به خود نازیدن. تفاخر.
فرهنگ فارسی
فخر کردن مباهات نمودن .
