Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نایزه

تلفظ بین المللی : /nˈɑjezˌeː/ تلفظ :‌ [n'Ajez,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روغن نامیزه ای
  • سینه پهلوی نایژه ای
  • عامل نامیزه ساز
  • نامیزه
  • نامیزه ساز
  • نامیزه سازی
  • نامیزه شکنی
  • نایره
  • نایه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نائزه. [ ءِ زَ / زِ ] ( اِ مصغر ) رجوع به نایزه شود.
نایزه. [ زَ / زِ ] ( اِ مصغر ) نایژه. ( ناظم الاطباء ). از نای ( قصب ) + یزه ( صورتی از ایزه ، علامت تصغیر ). نایچه. نای خرد. ( یادداشت مؤلف ). || نی باریک مجوف که جولاهان ماشوره سازند. ( از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). || چوب مجوف. انبانچه. محقنه. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ) || لوله. مبزله. نایژه. ( یادداشت مؤلف )...

فرهنگ فارسی

۱ - نای خردنایچه .۲ - نی باریک مجوف که جولاهگان ماشوره سازند.انباچه . ۴ - لوله ای که از آن آب ریزدنایژه . ۵ - اشک : نه ازخواب وازخوردبودش مزه نه بگسست ازچشم اونایزه . ( عنصری .لفا.اق ۵٠۹ ) توضیح درلغت فرس وبتقلیدوی دیگران نایزه رادراین بیت عنصری بمعنی [ آب چکیدن ] گرفته اندولی مرحوم دهخدا آنرابمعنی [ اشک ] دانسته وصحیح می نماید.

کلمات مرتبط

  • روغن نامیزه ای
  • سینه پهلوی نایژه ای
  • عامل نامیزه ساز
  • نامیزه
  • نامیزه ساز
  • نامیزه سازی
  • نامیزه شکنی
  • نایره
  • نایه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات