معانی کلمه : نایزه
لغت نامه دهخدا
نائزه. [ ءِ زَ / زِ ] ( اِ مصغر ) رجوع به نایزه شود.
فرهنگ فارسی
۱ - نای خردنایچه .۲ - نی باریک مجوف که جولاهگان ماشوره سازند.انباچه . ۴ - لوله ای که از آن آب ریزدنایژه . ۵ - اشک : نه ازخواب وازخوردبودش مزه نه بگسست ازچشم اونایزه . ( عنصری .لفا.اق ۵٠۹ ) توضیح درلغت فرس وبتقلیدوی دیگران نایزه رادراین بیت عنصری بمعنی [ آب چکیدن ] گرفته اندولی مرحوم دهخدا آنرابمعنی [ اشک ] دانسته وصحیح می نماید.
