کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ناپسند امدن
تلفظ بین المللی :
/nɑpˌasand ˈaːmdan/
تلفظ :
[nAp,asand 'a:mdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ناپسند آمدن
ناپسند
ناپسند داشتن
ناپسند شدن
ناپسند نمودن
ناپسند شمردن
خدا ناپسند
ارزوی ناپسند
اسوه های ناپسند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
( ناپسند آمدن ) ناپسند آمدن. [ پ َ س َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) پسند نیامدن. پسند نکردن. زشت شمردن. نکوهیده داشتن. روا نداشتن. مکروه دانستن. منکر داشتن. نپسندیدن : ناپسند آمد اهل بینش راکشتن آن صنع آفرینش را.نظامی.چو بد ناپسند آیدت خود مکن پس آنگه به همسایه گو بد مکن.سعدی.ملک را تدبیر او ناپسند آمد و زجر فرمود. ( گلستان ).چه خصلت ز من ناپسند آمدت.سعدی.- ناپسند نیامدن ؛ قبول کردن. پسندیدن : ز مریم نیاط...
فرهنگ فارسی
( ناپسند آمدن )
(مصدر ) ۱ - پسند نیامدن مکروه داشتن . ۲ - عمل بد سرزدن : اگر صد ناپسند آید ز درویش رفیقانش یکی از صد ندانند. ( گلستان )
کلمات مرتبط
ناپسند آمدن
ناپسند
ناپسند داشتن
ناپسند شدن
ناپسند نمودن
ناپسند شمردن
خدا ناپسند
ارزوی ناپسند
اسوه های ناپسند
نظرات