معانی کلمه : نان کور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. نمک نشناس، حق ناشناس، نمک به حرام.
۲. [قدیمی] بخیل، دون همت.
۲. [قدیمی] بخیل، دون همت.
فرهنگ معین
(ص مر. ) حق نشناس .
فرهنگ فارسی
۱ - حق ناشناس .۲ - ممسک بخیل : ازبرای آب چون خصمش شدند آب کور و نان کورایشان بدند. ( مولوی امثال و حکم دهخدا )
کنایه ازنمک نشناس، حق ناشناس، نمک بحرام، بخیل
کنایه ازنمک نشناس، حق ناشناس، نمک بحرام، بخیل
اصطلاحات
معنی ضرب المثل -> نان کور
چشم و دل گرسنه و تنگ نظر، خسیس و بی خیر.
چشم و دل گرسنه و تنگ نظر، خسیس و بی خیر.
