Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نامنظم

تلفظ بین المللی : /nɑmˈonazzˌam/ تلفظ :‌ [nAm'onazz,am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • نامنظم رونده
  • نامنظم ضربان نبض
  • شکست نامنظم
  • شیوۀ پناهی نامنظم
  • کهکشان نامنظم
  • باشعله نامنظم سوختن
  • دارای رگه های نامنظم
  • روشنایی خیره کننده و نامنظم
  • قطعات کوچک و نامنظم سنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

نامنظم. [ م ُ ن َظْ ظَ ] ( ص مرکب ) بی نظم و ترتیب. پراکنده. پریشان. آشفته. مقابل منظم. رجوع به منظم شود.

فرهنگ عمید

آنچه دارای نظم وترتیب نباشد، بی نظم وترتیب.

فرهنگ فارسی

بی نظم و ترتیب . پراکنده . پریشان

مترادف و متضاد

آشفته، بی‌ترتیب، بی‌نظم، پخش، پراکنده، پریشان، شلخته، شوریده، نابسامان، نامرتب ≠ مرتب

erratic (صفت)سرگردان، متغیر، دمدمی مزاج، نامنظم، متلونdisordered (صفت)بی نظم، بی ترتیب، اشفته، نا مرتب، نامنظم، مختل شده...

فرهنگ فارسی ساره

نا به سامان، بی سامان

واژه نامه بختیاریکا

فِلِق؛ جیل

کلمات مرتبط

  • نامنظم رونده
  • نامنظم ضربان نبض
  • شکست نامنظم
  • شیوۀ پناهی نامنظم
  • کهکشان نامنظم
  • باشعله نامنظم سوختن
  • دارای رگه های نامنظم
  • روشنایی خیره کننده و نامنظم
  • قطعات کوچک و نامنظم سنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات