معانی کلمه : ناله
لغت نامه دهخدا
نالة. [ل َ ] (ع اِ) گرداگرد حرم یا میدان و ساحت مکه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ماحول الحرم اَو ساحة مکه . (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). || نالةالدار؛ قاعتها. (معجم متن اللغة). گشادگی سرای . (منتهی الارب ). میان سرای . (مهذب الاسماء).
فرهنگ عمید
۱. صدایی که از درد یا از سوز دل برآید، آواز سوزناک.
۲. شکایت.
۲. شکایت.
فرهنگ معین
(لَ یا ل ) (اِ. ) ۱ - زاری ، صدای ناشی از درد یا ناراحتی . ۲ - نوایی است از موسیقی .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
زخ، ژخ
آوا، نغمه
تضرع، زاری، گریه، مویه
آه، جزع، شیون، فریاد، فغان
زوزه، صیحه، ضجه، ندبه، نعره
۱. آه، جزع، شیون، فریاد، فغان
۲. تضرع، زاری، گریه، مویه
۳. زوزه، صیحه، ضجه، ندبه، نعره
۴. آوا، نغمه
۵. زخ، ژخ
واژه نامه بختیاریکا
نیجِه؛ نیزه؛ آخ و نیجِه
