Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناف زدن

تلفظ بین المللی : /nˈɑf zˈadan/ تلفظ :‌ [n'Af z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ناف بر غم زدن
  • ناف بر خوشی زدن
  • ناف به خوشی زدن
  • نافه زدن
  • نام بر یخ زدن
  • نام زدن
  • نای زدن
  • نان زدن به
  • نان در خون زدن و خوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ناف زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ناف بریدن. ( برهان قاطع ). قطع کردن ناف طفل نوزائیده. ( غیاث اللغات ). بریدن ناف نوزاد. بریدن روده ای که از ناف طفل هنگام تولد آویزان است : لیس من اهلک بگوش عالم اندر گفت عقل آن زمان کز روی فطرت ناف من زد مادرم.خاقانی.- زده بودن ناف کسی یا چیزی بر صفتی یا کاری ؛ جبلی و طبیعی و مفطور بودن آن صفت در وجود وی. مقدر و معین بودن آن کار وی را : سینه خوش کن که ناف روی زمین ه...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بریدن ناف نوزاد: بوصفش خردبست نقش ضمیرم بمدحش زد اندیشه ناف زبانم . (طالب آملی بها. ) یاناف کسی را بر چیزی یا صفتی بریدن (زدن ).بودن چیز یا صفت در ضمیر و فطرت او.

کلمات مرتبط

  • ناف بر غم زدن
  • ناف بر خوشی زدن
  • ناف به خوشی زدن
  • نافه زدن
  • نام بر یخ زدن
  • نام زدن
  • نای زدن
  • نان زدن به
  • نان در خون زدن و خوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات