Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نافرهخته

تلفظ بین المللی : /nɑfˈarahxˌateː/ تلفظ :‌ [nAf'aRahx,ate:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • نافرهیخته
  • نافرهختگی
  • نافراخته
  • نافروخته
  • نافرهیختگی
  • ناریخته
  • نافراختن
  • نافراختنی
  • نافراشته
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

نافرهخته. [ ف َ هَِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ادب ناگرفته. غیرمتأدب. ادب نادیده. تعلیم نیافته. ریاضت ندیده. ناآموخته : ربض ؛ شتر نافرهخته. ( السامی فی الاسامی ). || مردم بی ادب و زشت روی باشد. ( برهان ). بی ادب. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). زشت. بدخو. گستاخ. ( از ناظم الاطباء ). زشتخو. بی تربیت. بدمنش : زشت و نافرهخته و نابخردی آدمی رویی و در باطن ددی.طیان ( از آنندراج ).|| صاحب برهان قاطع به معنی ...

فرهنگ عمید

۱. بی ادب، بدخو: زشت و نافرهخته و نابخردی / آدمی رویی و در باطن ددی (طیان: شاعران بی دیوان: ۳۲۰ ).
۲. وحشی، بی تربیت.

فرهنگ معین

(فَ هِ تِ ) (ص مف . ) بی ادب ، بی تربیت ، بدخو.

کلمات مرتبط

  • نافرهیخته
  • نافرهختگی
  • نافراخته
  • نافروخته
  • نافرهیختگی
  • ناریخته
  • نافراختن
  • نافراختنی
  • نافراشته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات