کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ناضح
تلفظ بین المللی :
/nˈɑzeh/
تلفظ :
[n'Azeh]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بئر ناضح
ناضحه
دگرگونی ناحیه ای
رئیس خط ناحیه
التهاب ناحیه ای ایلیوم
رشد نامحدود
الحدایق الناضره
انتوفاگاستا ناحیه
اوکلند ناحیه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ناضح. [ ض ِ ] ( ع ص ، اِ ) باران. مطر. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة )( المنجد ). || شتر آبکش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). شتر یا گاو یا خری که بر آن آب کشند. ( معجم متن اللغة ). استر آبکش. ( مهذب الاسماء ).اشتر آبکش. ( اقرب الموارد ). شتر، و اگرچه آبکش نباشد. ( معجم متن اللغة ). || آنکه با شتر آب می کشد. || آنکه فرومی نشاند تشنگی را. ( ناظم الاطباء ) . || آنکه آب می پاشد. و ...
کلمات مرتبط
بئر ناضح
ناضحه
دگرگونی ناحیه ای
رئیس خط ناحیه
التهاب ناحیه ای ایلیوم
رشد نامحدود
الحدایق الناضره
انتوفاگاستا ناحیه
اوکلند ناحیه
نظرات