Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ناشکری

تلفظ بین المللی : /nɑʃˈokri/ تلفظ :‌ [nAS'okRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • ناشکری کردن
  • ناشرین
  • ناشکر
  • ناشکر شدن
  • ناشکی
  • ناشکیب
  • ناشکیبا
  • ناشکیبا شدن
  • ناشکیبائی کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

ناشکری. [ ش ُ ] ( حامص مرکب ) ناسپاسی. ( ناظم الاطباء ). حق ناشناسی.شکر نعمت نگزاردن. کفران ورزیدن. کافرنعمتی کردن.
- ناشکری حق ؛ کفران نعمت خداوند. شکر و سپاس خداوندی بجا نیاوردن :
ز نافرمانی و ناشکری حق
هزاران عید و یک قربان ندارد.
عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

ناسپاسی.

فرهنگ فارسی

ناسپاسی حق نشناسی .

گویش مازنی

ناسپاس

مترادف و متضاد

ناسپاس

حق‌نشناسی، کفر، کفران، ناسپاسی ≠ سپاسگزار

ingratitude (اسم)
ناسپاسی، نمک بحرامی، ناشکری، نمک ناشناسی

فرهنگ فارسی ساره

ناسپاس


کلمات مرتبط

  • ناشکری کردن
  • ناشرین
  • ناشکر
  • ناشکر شدن
  • ناشکی
  • ناشکیب
  • ناشکیبا
  • ناشکیبا شدن
  • ناشکیبائی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات