معانی کلمه : ناسک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عابد، زاهد، پارسا.
فرهنگ معین
(س ) [ ع . ] (اِفا. ) پرهیزکار، پارسا. ج . نساک .
فرهنگ فارسی
عابد، زاهد، پارسا، نساک جمع
( صفت ) عبادت کننده عابدزاهد .
( صفت ) عبادت کننده عابدزاهد .
دانشنامه عمومی
ترد،ظریف،شکننده
مترادف و متضاد
پارسا، زاهد، عابد، متقی
