معانی کلمه : نازک دل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
زودرنج، رقیق القلب: کار هر نازک دلی نبوَد قتال / که گریزد از خیالی چون خیال (مولوی: ۸۲۷ ).
فرهنگ معین
( ~ . دِ ) (ص مر. ) زودرنج ، حساس ، رقیق القلب .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه از ناملایمات زود متاثر گردد زود رنج حساس . زنان نازک دلندوسست رایند بهر خو چون بر آریشان بر آیند. ( ویس ورامین ) ۲ - رقیق القلب مهربان : کار هر نازک دلی نبود قتال که گریزد از خیالی چون خیال . ( مثنوی )
مترادف و متضاد
باعاطفه، حساس، رقیقالقلب، زودرنج، سریعالتاثیر، سریعالتاثر، عطوف، مهربان ≠ سنگدل
softhearted (صفت)
دل رحیم، نازک دل، نرم دل
