معانی کلمه : نازپری
لغت نامه دهخدا
نازپری. [ پ َ ] ( اِخ ) نام دختر پادشاه خوارزم است که در حباله بهرام گور بود. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از رشیدی ) ( از شمس اللغات ). از اشخاص منظومه هفت پیکر نظامی :
دخت خوارزم شاه نازپری
کش خرامی بسان کبک دری.رجوع به هفت پیکر شود.
دخت خوارزم شاه نازپری
کش خرامی بسان کبک دری.رجوع به هفت پیکر شود.
فرهنگ فارسی
از شخصیتهای منظومه هفت پیکر نظامی که دختر پادشاه خوارزم و زن بهرام گوراست . توضیح دخت خوارزم شاه نازپری کش خرامی بسان کبک دری ( نظامی )
نام دختر پادشاه خوارزم است که در حباله بهرام گور بود .
نام دختر پادشاه خوارزم است که در حباله بهرام گور بود .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nāz pari) (در اعلام) نام دختر پادشاه خوارزم است که همسر بهرام گور بود .
