معنی کلمه : نارغیسه
لغت نامه دهخدا
نارغیسه . [ س َ ] (اِخ ) صاحب معجم البلدان آرد: عمرانی گوید قریه ای است و چیزی بر آن اضافه نمی کند. (از معجم البلدان ).

نارغیسه . [ س َ ] (اِخ ) صاحب معجم البلدان آرد: عمرانی گوید قریه ای است و چیزی بر آن اضافه نمی کند. (از معجم البلدان ).