معنی کلمه : نادلیر
لغت نامه دهخدا
نادلیر. [ دِ ] ( ص مرکب ) جبان. ترسو. مقابل دلیر. رجوع به دلیر شود :
دلاور شد آن مردم نادلیر
گوزن اندرآمد به بالین شیر.ولیکن به شمشیر یازم به شیر
بدان تا نخواند کسم نادلیر.همه ره زنانند چون گرگ و شیر
به خوان نادلیرند و بر خون دلیر.
دلاور شد آن مردم نادلیر
گوزن اندرآمد به بالین شیر.ولیکن به شمشیر یازم به شیر
بدان تا نخواند کسم نادلیر.همه ره زنانند چون گرگ و شیر
به خوان نادلیرند و بر خون دلیر.
