کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ناخوش-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ناخوش کردن
تلفظ بین المللی :
/nˌɑxoʃ kˈardan/
تلفظ :
[n,AxoS k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ناخوب کردن
ناخوش کردار
گوشت به ناخون کردن
نابود کردن
ناخن گیر کردن
ناخنک کردن
بکلی نابود کردن
ناجور کردن
ناخن تیز کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ناخوش کردن. [ خَش ْ یا خُش ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ناگوار ساختن. تباه کردن :
بکوشد ز بهر درم پنج و شش
که ناخوش کند بر دلش روز خوش.
فردوسی.
مگر سیستان را پر آتش کنیم
بر ایشان شب و روز ناخوش کنیم.
فردوسی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تباه کردن ناگوارساختن : بکوشد زبهر درم پنج و شش که ناخوش کند بر دلش روز خوش . ( شا ) مقابل خوش کردن .
مترادف و متضاد
sicken
(فعل)
مریض شدن، مریض کردن، بیمار کردن، ناخوش کردن
کلمات مرتبط
ناخوب کردن
ناخوش کردار
گوشت به ناخون کردن
نابود کردن
ناخن گیر کردن
ناخنک کردن
بکلی نابود کردن
ناجور کردن
ناخن تیز کردن
نظرات