معانی کلمه : ناحق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. دروغ، کذب.
۲. (صفت ) برخلاف حق و عدالت.
۲. (صفت ) برخلاف حق و عدالت.
فرهنگ معین
(حَ ) [ فا - ع . ] ۱ - (اِ. ) دروغ ، کذب . ،به ~ برخلاف حق و عدالت . ۲ - بیداد. ۳ - (ص . ) باطل . ۴ - ظالم . ۵ - نامشروع ، ناروا.
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
باطل، دروغ، غیرعادلانه، کذب، ناراست، ناروا، ناصواب ≠ بحق، حق
فرهنگ فارسی ساره
ناسزا، ناروا
