کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ناجور-شدن | کلماتور
معانی کلمه : ناجور شدن
تلفظ بین المللی :
/nɑdʒˈuːr ʃˈodan/
تلفظ :
[nAdZ'u:R S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ناسور شدن
نابود شدن
نابود شدن فوری
نابود شدنی
باستان ناجوردندانگان
دایناسور ناجوردندان
ناجوردندانگان
ناجور
ناجور بودن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- ناموافق شدن ناهماهنگ شدن : گرم بودی یاحریفان از چه روسردی فزودی ? جوربودی باظریفان از چه روناجورگشتی ? ( ادیب الممالک ) ۲ - نامنظم شدن .
مترادف و متضاد
disorient
(فعل)
رد کردن، بهم خوردن، از خود ندانستن، ناجور شدن، غیر متجانس شدن، مالکیت چیزی را انکارکردن
کلمات مرتبط
ناسور شدن
نابود شدن
نابود شدن فوری
نابود شدنی
باستان ناجوردندانگان
دایناسور ناجوردندان
ناجوردندانگان
ناجور
ناجور بودن
نظرات