کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ناتوان-ساختن | کلماتور
معنی کلمه : ناتوان ساختن
تلفظ بین المللی :
/nɑtˈavɑn sˈɑxtan/
تلفظ :
[nAt'avAn s'Axtan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ناتوان
ناتوان بین
ناتوان سازی گرمایی
ناتوان گیر
ناتوان سازی
ناتوان کردن
ناتوان قراباغی خورشید بانو
ضعیف و ناتوان
دولت ناتوان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
disable (فعل)عیب دار کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن، از کار انداختن، ناتوان ساختن، زله کردن، فاقد صلاحیت قانونی کردنincapacitate (فعل)از کار افتادن، ناتوان ساختن، سلب صلاحیت کردن از، ناقابل ساختن، بی نیرو ساختن، محجور کردن...
کلمات مرتبط
ناتوان
ناتوان بین
ناتوان سازی گرمایی
ناتوان گیر
ناتوان سازی
ناتوان کردن
ناتوان قراباغی خورشید بانو
ضعیف و ناتوان
دولت ناتوان
نظرات