Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نابجا ی

تلفظ بین المللی : /nɑbˈedʒɑjˌe/ تلفظ :‌ [nAb'edZAj,e]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • واکنش گر ناب الی لیتیم
  • یگان امداد ناجا
  • سحر کسی یا نابغه بودنش به خودش زدن
  • به هرچه نابتر یا هرچه نابدتر یا هرچه نه بدترخود خندیدن
  • نابجای
  • نابجایگاه
  • روش نابجایی
  • ماکی یاکی نابه
  • محوطه یوخاری سگز ناب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

نابجای. [ ب ِ ] ( ص مرکب ) نابجا. نه بجای خویش. رجوع به نابجا شود.

فرهنگ فارسی

( نابجا ی ) ( صفت ) ۱ - آنچه که بجای خویش نباشد . ۲ - بی مورد بی موقع بیجا مقابل بجا: [ عشق نابجا] [ گفتارنابجا] مقابل بجا( ی ) . ۳ - عرضی .

کلمات مرتبط

  • واکنش گر ناب الی لیتیم
  • یگان امداد ناجا
  • سحر کسی یا نابغه بودنش به خودش زدن
  • به هرچه نابتر یا هرچه نابدتر یا هرچه نه بدترخود خندیدن
  • نابجای
  • نابجایگاه
  • روش نابجایی
  • ماکی یاکی نابه
  • محوطه یوخاری سگز ناب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات