معانی کلمه : نابت
لغت نامه دهخدا
نابت . [ ب ِ ] (اِخ ) ابن یزید از محدثان است . (منتهی الارب ).
نابت . [ ب ِ ] (اِخ ) موضعی است در بصره . (معجم البلدان ). دهی است به بصره ، از آن ده است اسحاق بن ابراهیم نابتی . (منتهی الارب ). نام دهی است در بصره و از اعلام است . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
نورسته.
فرهنگ فارسی
نورسته
موضعی است در بصره دهی است بیصره از آن است اسحق بن ابراهیم نابتی .
موضعی است در بصره دهی است بیصره از آن است اسحق بن ابراهیم نابتی .
فرهنگ اسم ها
اسم: نابت (دختر) (عربی) (تلفظ: nābet) (فارسی: نابِت) (انگلیسی: nabet)
معنی: نورسته، رویاننده، روینده، تازه ٔ هر چیز هنگامی که بروید و خرد بود، تازه از هر چیز که بروید و کوچک باشد، ( اَعلام ) نام جایی و دهی در بصره
معنی: نورسته، رویاننده، روینده، تازه ٔ هر چیز هنگامی که بروید و خرد بود، تازه از هر چیز که بروید و کوچک باشد، ( اَعلام ) نام جایی و دهی در بصره
