کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه می-زدن | کلماتور
معانی کلمه : می زدن
تلفظ بین المللی :
/mizˈadan/
تلفظ :
[miz'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
زبانه ٔ میزان
سوگیری میزان بستری
طنبور میزانی
غده پوش چنگار میزبند
برگشت ادرار مثانه ای ـ میزنای
گل میزان
لسان المیزان
بند میزان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
می زدن. [ م َ / م ِ زَ دَ ] ( مص مرکب )شراب خوردن. می خواری کردن. باده خوردن :
با عشق محرمیم چه خیزد ز دست عقل
خود کیست شحنه چون می با پادشا زنیم.
قاآنی.
ما خیمه به صحرای میامی زده ایم
با چنگ و رباب می پیاپی زده ایم.
( منسوب به ملک الشعراء بهار ).
فرهنگ فارسی
شراب خوردن می خواری کردن باده خوردن
کلمات مرتبط
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
زبانه ٔ میزان
سوگیری میزان بستری
طنبور میزانی
غده پوش چنگار میزبند
برگشت ادرار مثانه ای ـ میزنای
گل میزان
لسان المیزان
بند میزان
نظرات