می گساری. [م َ / م ِ گ ُ ] ( حامص مرکب ) می گساردن. حالت و صفت می گسار. باده خواری. شرابخواری. باده گساری : ز می گساری مه پیکری که گویی هست بدیع صورت آن می گسار از آتش و آب.
مسعودسعد.
|| ساقیگری. آن که شراب به دور درآرد. و رجوع به می گسار شود.
دانشنامه عمومی
نوشیدن می یا شراب خواری یا می گساری یا جَلْد ، به صورت دست جمعی یا انفرادی. در این حالت شخص بین حس درونی خود در لحظه و ابراز آن، احساس نزدیکی می کند و از ابراز آن پروا نمی نماید.مناطق خشک الکلیمخالفت با مصرف الکلخوردنی های تابومی گساری در برخی کشورها آیین و رسوم خود را دارد، برای نمونه در ارمنستان و گرجستان حتماً باید کسی از میان جمع بر پا ایستاده و اعلام کند که آن می به سلامتی چه کسی یا به چه منا...