Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میهمان خان

تلفظ بین المللی : /mˈihmɑn xˈɑn/ تلفظ :‌ [m'ihmAn x'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • میهمان خانه
  • ماهان بهرام خان
  • سراچه مهمان خانه
  • صندوق امانات مهمان خانه
  • مدیر مهمان خانه
  • مهمان خانه
  • مهمان خانه دار
  • مهمان خانۀ اختصاصی
  • مهمان خانۀ اربابی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

میهمان خان. ( اِ مرکب ) میهمان خانه. مهمانخانه. مضیف. ضیافتگاه. تالار و محل پذیرایی از مهمان :
بوی شاد یک هفته مهمان من
بیارایی این میهمان خان من.
اسدی.
و رجوع به میهمان خانه و مهمان خانه شود.

فرهنگ فارسی

میهمان خانه مضیف ضیافتگاه

کلمات مرتبط

  • میهمان خانه
  • ماهان بهرام خان
  • سراچه مهمان خانه
  • صندوق امانات مهمان خانه
  • مدیر مهمان خانه
  • مهمان خانه
  • مهمان خانه دار
  • مهمان خانۀ اختصاصی
  • مهمان خانۀ اربابی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات