معانی کلمه : مینرو
لغت نامه دهخدا
مینرو. [ ن ِرْوْ ] ( اِخ ) ربةالنوع عقل و جنگ نزد یونانیان و رومیان قدیم. ( ایران باستان ج 2 ص 1321 و 993 و 1775 ). || نام معبدی در شهر تروآ به نام ربةالنوع عقل و جنگ. ( ایران باستان ج 2 ص 1825 و ص 1246 ).
دانشنامه عمومی
الهه دانش و هنر
