میز. [ م َ ] (از ع ، اِمص ) امتیاز. (ناظم الاطباء).
میز. [م ِ ی َزز ] (ع ص ) مَیِّز . مرد سخت پی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
میز. (از ع ، اِمص ) مخفف تمیز. (از برهان ). تمییز را خوانند. (فرهنگ جهانگیری ). تمییز. جدا کردن .
۱. = میزیدن
۲. (اسم) ادرار.
وسیلهای پایهدار و مسطح برای قرار دادن اشیا.
(اِ.) بول ، شاش .
(ص . اِ.) 1 - مهمان . 2 - اسباب مهمانی .
(اِ.) وسیله ای دارای چهار پایه که بر روی آن لوازم تحریر می گذارند و چیز می نویسند یا ظرف غذا چینند و جز آن . ؛ ~گرد الف - جلسة مذاکره ای که در آن هر یک از شرکت کنندگان اجازه دارد در بحث شرکت کند و نظر خود را بیان دارد. ب - (کن .) مقام ، مسند.
تکیه ای: miz
طاری: miz
طامه ای: miz /čârpâya
طرقی: miz
کشه ای: miz
نطنزی: miz
کرسی
ادرار، بول، پیشاب
۱. کرسی
۲. ادرار، بول، پیشاب