معانی کلمه : میرانه
لغت نامه دهخدا
میرانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) امیرانه. همچون میران. همچون امیران. شاهانه. بمانند میران :
پیچیده یکی لاکی میرانه به سر بر
بربسته یکی گزلک ترکانه کمر بر.
پیچیده یکی لاکی میرانه به سر بر
بربسته یکی گزلک ترکانه کمر بر.
فرهنگ فارسی
امیرانه همچون میران همچون امیران شاهانه
دانشنامه عمومی
شهر میرانه (به آلمانی: Meerane) در ایالت زاکسن در کشور آلمان واقع شده است.
آلمان
فهرست شهرهای آلمان
آلمان
فهرست شهرهای آلمان
wiki: میرانه
فرهنگ اسم ها
اسم: میرانه (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: mirane) (فارسی: میرانه) (انگلیسی: miraneh)
معنی: امیرانه، شاهانه، میر ( ازعربی ) + انه ( فارسی ) امیرانه
معنی: امیرانه، شاهانه، میر ( ازعربی ) + انه ( فارسی ) امیرانه
فرهنگستان زبان و ادب
{damper} [علوم مهندسی] شیر یا دریچه ای که جریان هوا یا گازهای دیگر را واپایش می کند
{damper} [شنوایی شناسی] ← میرانۀ صوتی
{damper} [شنوایی شناسی] ← میرانۀ صوتی
