Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : میدر

تلفظ بین المللی : /midˈar/ تلفظ :‌ [mid'aR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • میدر سفلی
  • میدر علیا
  • اندیس کوه میدر
  • ربکا میدر
  • احمد میدری
  • میدرد
  • میدراش
  • میدرس
  • میدری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

میدر. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان زردلان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 24هزارگزی جنوب خاوری کرمانشاهان با 280 تن جمعیت. آب آن از رودخانه و راه آن مالرواست. ساکنان از طایفه کوشوند هستند. در دو محل به نام علیا و سفلی مشهور و سکنه میدرعلیا 160 تن و سفلی 120 تن می باشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 )....

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان زردلان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان

دانشنامه عمومی

میدر روستایی در دهستان پسکوه بخش مرکزی شهرستان سیب و سوران استان سیستان و بلوچستان ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۲۴۲ نفر (در ۵۰ خانوار) بوده است.
wiki: میدر

کلمات مرتبط

  • میدر سفلی
  • میدر علیا
  • اندیس کوه میدر
  • ربکا میدر
  • احمد میدری
  • میدرد
  • میدراش
  • میدرس
  • میدری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات