معانی کلمه : میان نما
فرهنگ فارسی
نوعی نمای جزئیات که در مرحلۀ تدوین در میان رویداد اصلی گنجانده میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{insert shot, insert} [سینما و تلویزیون] نوعی نمای جزئیات که در مرحلۀ تدوین در میان رویداد اصلی گنجانده می شود

نوعی نمای جزئیات که در مرحلۀ تدوین در میان رویداد اصلی گنجانده میشود