معانی کلمه : میاندشت
لغت نامه دهخدا
میاندشت . [ دَ ] (اِخ ) ایستگاه راه آهن جنوب میان کارون و خسروی ، واقع در 832هزارگزی تهران . (از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کیلومتری شمال باختری داران واقع است . جلگه و سردسیر است و ۱۲۵۵ تن سکنه دارد . محصولش غلات و حبوبات است . صنایع دستی اهالی آن جاجیم و قالیبافی است . ۱ - بخشی از شهرستان مراغه استان چهارم ( آذربایجان غربی ) . در
ایستگاه راه آهن جنوب میان کارون و خسروی واقع در ۸۳۲ هزار گزی تهران .
ایستگاه راه آهن جنوب میان کارون و خسروی واقع در ۸۳۲ هزار گزی تهران .
