میانجی گری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) وساطت. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ). توسط. ( یادداشت مؤلف ).- میانجی گری کردن ؛ میانجی شدن. وساطت کردن. دلالگی کردن. تورة؛دختری که میانجی گری کند میان عشاق. ( منتهی الارب ).- میانجی گری نمودن ؛ وساطت نمودن و واسطه واقع شدن. ( ناظم الاطباء ).|| سفارت. ( منتهی الارب ). || حکمیت. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به میانجی در همه معانی شود....
فرهنگ عمید
۱. وساطت. ۲. واسطه شدن میان دو نفر برای رفع اختلاف و کشمکش آن ها.
فرهنگ فارسی
وساطت میانجی بودن .
تلاش برای حلوفصل مسالمتآمیز یک اختلاف بینالمللی با برنامهریزی و مشارکت بیطرفانه و مؤثر طرف ثالث
دانشنامه عمومی
Mediation, The Institute of Arbitrators and Mediators AustraliaWikipedia contributors, "Mediation," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Mediation&oldid=253999421 (accessed November 25, 2008).میانجی گری یکی از روش های حل اختلاف است که در آن یک شخص ثالث به نام میانجی به طرفین اختلاف در رسیدن به توافق کمک می کند. میانجی گری ممکن است به توافق طرفین نینجامد و بی ...