کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مکیدنی | کلماتور
معانی کلمه : مکیدنی
تلفظ بین المللی :
/mˌakidˈani/
تلفظ :
[m,akid'ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
اب نبات مکیدنی
قرص مکیدنی
سماق مکیدن
مکیدن
الت مکیدن حشره
جذب به وسیله مکیدن
دوباره مکیدن و جذب کردن
شیر مکیدن
صدای مکیدن دراوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
مکیدنی. [ م َ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه قابل مکیدن باشد. چیزی که مکیدن را سزد. شایسته مکیدن : قرص مکیدنی.
فرهنگ فارسی
مکش پذیر
آنچه قابل مکیدن باشد . چیزی که مکیدن را سزد .
یکی از شکلهای دارویی جامد که معمولاً شیرین است و بهتدریج در دهان حل میشود
مترادف و متضاد
pastille
(اسم)
بخور، مداد رنگی، مکیدنی
فرهنگستان زبان و ادب
{lozenge, troche, morsulus, rotula, trochiscus} [علوم دارویی] یکی از شکل های دارویی جامد که معمولاً شیرین است و به تدریج در دهان حل می شود
کلمات مرتبط
اب نبات مکیدنی
قرص مکیدنی
سماق مکیدن
مکیدن
الت مکیدن حشره
جذب به وسیله مکیدن
دوباره مکیدن و جذب کردن
شیر مکیدن
صدای مکیدن دراوردن
نظرات