Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مکنه

تلفظ بین المللی : /makˈoneː/ تلفظ :‌ [mak'one:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ساخته مکنه
  • مکنهایم
  • شاد مهنه
  • کوسه نهنگ مونه ای
  • گوئه منه پن فو
  • مبدل منه
  • محنه
  • محنه دان
  • مخنه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مکنة. [ م ُ ک َن ْ ن َ ] (ع ص ) جاریة مکنة؛ دختر پردگین کرده شده .(منتهی الارب ). دختر مستور باپرده . (ناظم الاطباء).

مکنة. [م َ ک ِ ن َ ] (ع اِ) جای باش مرغ . ج ، مَکِن . مکنات . (منتهی الارب ). آشیانه ٔ مرغ و جای باش مرغ . (ناظم الاطباء). || (اِمص ) تمکن . (از اقرب الموارد).

مکنة. [ م ُ ن َ ] (ع اِمص ، اِ) قوت و ...

فرهنگ فارسی

جاریه مکنه دختر پرد گین کرده شده

کلمات مرتبط

  • ساخته مکنه
  • مکنهایم
  • شاد مهنه
  • کوسه نهنگ مونه ای
  • گوئه منه پن فو
  • مبدل منه
  • محنه
  • محنه دان
  • مخنه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات