معانی کلمه : مکن
لغت نامه دهخدا
مکن . [ م َ ک ِ ](ع اِ) ج ِ مکنة. (منتهی الارب ). رجوع به مکنة شود.
مکن . [ م ُ ک َن ن ] (ع ص ) علم پنهان داشته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پنهان داشته شده . (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
علم پنهان داشته شده . پنهان داشته شده
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
کچل – کسی که سری پر از شوره و پوسته یا قارچ و بیماری کچلی ...
/maken/ کچل – کسی که سری پر از شوره و پوسته یا قارچ و بیماری کچلی دارد
مترادف و متضاد
don't (اختصار)
نکن، مکن
do not (فعل کمکی)
نکن، مکن
