معانی کلمه : مکتسب
لغت نامه دهخدا
مکتسب . [ م ُ ت َ س ِ ] (ع ص ) به سعی خود حاصل کننده چیزی را. (غیاث ) (آنندراج ). ورزنده و آن که به سعی و کوشش خود چیزی را حاصل می کند. (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
کسب شده، به دست آورده شده، به دست آمده.
فرهنگ معین
(مُ تَ س ) [ ع . ] (اِ مف . ) کسب شده ، به دست آمده .
فرهنگ فارسی
کسب شده، بدست آورده شده، بدست آمده
( اسم ) حاصل کننده چیزی را بدست آورنده کسب کننده جمع : مکتسبین .
( اسم ) حاصل کننده چیزی را بدست آورنده کسب کننده جمع : مکتسبین .
مترادف و متضاد
اکتسابی، بهدستآمده، کسبشده ≠ فطری، جبلی
