Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مکانیزه

تلفظ بین المللی : /mˌekɑnˈizeː/ تلفظ :‌ [m,ekAn'ize:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مکانیزه کردن
  • مکانیزه ساختن
  • جنگ مکانیزه
  • خودرو رزمی پیاده مکانیزه
  • پیاده نظام مکانیزه
  • تل مکانیزه
  • کشاورزی مکانیزه
  • مکانیزم
  • مکانیزم Scotch yoke
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مکانیزه. [ م ِ زِ ]( فرانسوی ، ص ) کاری با ماشین انجام یافته چنانکه زراعت مکانیزه. ( از لاروس ).
- مکانیزه کردن ؛ با ابزار و وسائل ماشینی کاری را انجام دادن.
|| شبیه ماشین شده : ماشین انسانها را مکانیزه می کند. ( از لاروس ).

فرهنگ عمید

دارای دستگاه های ماشینی، ماشینی شده.

فرهنگ معین

(مِ زِ ) [ فر. ] ۱ - (اِ. ) ماشینی کردن ، استفاده از ماشین آلات صنعتی . ۲ - (ص . ) ویژگی کاری که به وسیلة ماشین انجام شود، ماشینی . (فره ).

فرهنگ فارسی

ماشینی کرده، ماشینی شده
( صفت ) با وسایل ماشینی اداره شده .

مترادف و متضاد

خودکار، ماشینی


کلمات مرتبط

  • مکانیزه کردن
  • مکانیزه ساختن
  • جنگ مکانیزه
  • خودرو رزمی پیاده مکانیزه
  • پیاده نظام مکانیزه
  • تل مکانیزه
  • کشاورزی مکانیزه
  • مکانیزم
  • مکانیزم Scotch yoke
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات