Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مژدگان

تلفظ بین المللی : /moːʒdˈeɡɑn/ تلفظ :‌ [mo:Zd'egAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مژدگان نامه
  • مژدگان دادن
  • مژدگانی
  • مژدگانی دادن
  • مژدگانه
  • رأی مردگان
  • زخم مژگان
  • شهر مردگان
  • گوهر مژگان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مژدگان. [ م ُ دَ / دِ ] ( اِ ) خبر خوش و نوید و مژده. ( ناظم الاطباء ). بشارت. ( شعوری ). مژده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : سبک نامه به ویس دلستان دادز کار رام وی را مژدگان داد.( ویس و رامین ).چه آن کز دلبرم آگاهی آردچه آن کم مژدگان شاهی آرد.( ویس و رامین ).به رامین شد مر او را مژدگان بردکه شاخ بخت سر بر آسمان برد.( ویس و رامین ).- مژدگان آور ؛ بشارت دهنده. خبرخوش آور. بشیر : نریمان یل مژدگان ...

فرهنگ فارسی

(اسم ) مژدگانی : و مژدگان ده آن کسهایی راکه برویدند و کارهای نیک کردند ...

مترادف و متضاد

خبرخوش، بشارت، مژده


کلمات مرتبط

  • مژدگان نامه
  • مژدگان دادن
  • مژدگانی
  • مژدگانی دادن
  • مژدگانه
  • رأی مردگان
  • زخم مژگان
  • شهر مردگان
  • گوهر مژگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات