کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه موی-کندن | کلماتور
معانی کلمه : موی کندن
تلفظ بین المللی :
/mˈuːj kˈandan/
تلفظ :
[m'u:j k'andan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زبان موی کردن
موی کنان
درست کردن موی سر
طرز ارایش موی سر بطور پف کردن
کندن مو
موت کندن
موی کوتاه کردن
مویی از خرس کندن غنیمت است
موی باز کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
موی کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انتعاش. هرلمه. ( یادداشت مؤلف ). به علامت عزا یا غمی موی کندن زنان. بر اثر مصیبتی عظیم موی سر و ریش برکندن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
انتعاش ٠ هرلمه ٠ به علامت عزا یا غمی موی کندن زنان ٠
کلمات مرتبط
زبان موی کردن
موی کنان
درست کردن موی سر
طرز ارایش موی سر بطور پف کردن
کندن مو
موت کندن
موی کوتاه کردن
مویی از خرس کندن غنیمت است
موی باز کردن
نظرات