Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : موی کنان

تلفظ بین المللی : /mˈuːj kˈonɑn/ تلفظ :‌ [m'u:j k'onAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مویه کنان
  • می جم کان
  • بانک ملی کانادا
  • بنای یادبود ملی کانادایی ویمی
  • پارک ملی کانایما
  • تیم ملی بسکتبال کانادا
  • تیم ملی فوتبال زنان کانادا
  • تیم ملی فوتبال کانادا
  • تیم ملی والیبال زنان کانادا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

موی کنان. [ ک َ ] ( نف مرکب ، ق مرکب ) صفت بیان حالت از موی کندن. صفت حالیه آنکه در حالت کندن موی است. آنکه بر اثر رسیدن بلا یا مصیبتی موی سر یا ریش خود را می کند. برکننده موی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به موی کندن شود.

فرهنگ فارسی

صفت بیان حالت از موی کندن ٠ صفت حالیه آنکه در حالت کندن موی است ٠

کلمات مرتبط

  • مویه کنان
  • می جم کان
  • بانک ملی کانادا
  • بنای یادبود ملی کانادایی ویمی
  • پارک ملی کانایما
  • تیم ملی بسکتبال کانادا
  • تیم ملی فوتبال زنان کانادا
  • تیم ملی فوتبال کانادا
  • تیم ملی والیبال زنان کانادا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات